هو

امشب شب تولد مولا امیر المومنین می باشد، به همین منظور مراسمی در خا نقاه مهدویه اشراقیه ملامتیه گمنامیه هستون آمریکا به مسئولیت محسن امامی برقرار گردیده است. ازتمام اخوان که پروانه وارمی چرخند وزحمت می کشند کمال تشکر را دارم. امسال هم در تهران اخوان در چندین مجلس، در روز عید و در ساعات غروب که رموزی باطنی می باشد به ذکر جلی و بیتوته مشغول بودند. خیلی خوشحالم، زیرا که با تمام کار شکنی ها، تهمت های رنگارنگ و مشکلاتی که اداره اطلاعات بوجود اورده با این حال اخوان دلیر این مکتب هر کدام با تهیّه شام ومیوه که با علاقه مندان صاحب الزمان صرف کردند، حقیقتاً باعث خوشحالی حضرت مهدی آخرزمان گردیدند. پیام پیرطریقت، یکی ازمریدان سیّدعلی مبدأ تهرانی که یکی ازیاران با وفای الغایب می باشد، خطاب به قاضی دادگاه انقلاب شماره بیست موحدی، قاضی زاده وبازپرس رجب زاده می باشد. بدانید وآگاه باشید تا دم مرگ سرقبرتان خواهیم آمد و تف و لعنت برجسد بی روح و کثیف شما انداخته خواهد شد. چقدر دروغ و تهمت، با سه  هفت تیرو گاز اشک آور در پرونده نشان دادید، نمی دانید که روزگاری حقیقت آشکار میگردد. پیرطریقت این مکتب در خارج از کشور زندگی میکند و شما هزاران نکته بر پرونده اضافه کردید، نمی دانید و آگاه نیستید که چه بدبختی برسرتان خواهد آمد. برپایه دروغ ها و تهمت های شما افرادی استفاده های زیادی نمودند و مال مردم را حیف و میل کردند. همه و همه به موقع، ید الهی از آستین بیرون خواهد آمد و دمار از روزگارتان در می آورد، با وجود این همه مریدان خوبی که در گرد سیّد علی مبدأُ تهرانی بودند که حتّی حضرت هدایت الّله منشی زادگان هم از آنها تعریف و تمجید میکنند و نام همه آنها را به نیکی یاد می نمایند. پس چرا و به چه منظور حضرت سیّد علی عریان به درویش هدایت علاقه خاصّی داشتند و دستوراتی و عالمی ازمعنویات به ایشان سپرده اند که همه مریدان در این مورد آگاهی دارند؟ چرا خودشان از خلق پنهان هستند؟ در چند سال پیش هم گفته و قسم به مهدی آخرزمان داده که مکان مرا عوض کنیدکه همین هم شد، چرا، چرا؟ در میان سیّد و این پیر دلیر گفتگوهای زیادی وجودداشته است، هیچ مقام بالاتری خود را نمیداند، ملامتی و گمنام این است. آیا از شرح زندگانی او با خبرید؟میدانید که راحت است یا نه؟ و یا در مشکلات قرارداد؟هیچ وقت از زبان او شنیده اید که من از زندگانی ناراحتم، پول دارم و یا ندارم، چه کنم چه کنم، شنیده اید؟ ویا میدانید که تازه اول سیر و سلوک طریقت اوست؟ آیا میدانید که خیلی مطالب در سینه دارد و درآینده به گوش شما خواهد رسید؟ آیا میدانید که بدی همه را غیر از پنج نفر فراموش کرده؟ دو نفر در تهران و سه نفر هم در جهنّم درّه که الهی به حقُ حقُ، الهی به برکت نام با یا الف لام غین الف یا ب قسم می دهم که تا زنده هستم نتیجه اعمال خوب و یا بد آنها را ببینم و بعد خرقه تهی کنم. حال هم در هستون آمریکا مشکلات عجیبی دارم، کسی که از اظهارات من واقف باشد نیست که نیست، حق می دهم چون از باطن اصلاًً و ابداً آشنایی ندارند،آنها را مقصّر نمیدانم که مقصود مرا نمی دانند. موقتاً در اینجا زندگی می کنم، هیچگونه اطّلاعی از آینده و یا افرادی که برای دستورات دینی به من ملحق می شوند ندارم، مکان اصلی من کجا و چه محلی؟ و یا چه اشخاصی به من می پیوندند؟ همه و همه در حیطه فرمان آنهاست من واقعاً خلق شده ام تا به تنهایی زندگی کنم، نمی دانم، از نطفه من، آن سیر مکاشفات و کشف و شهود، و یا آن خواب ماه و ستاره و یا آن تابلو که در خواب لطف عنایت نمودند و پس از سیزده سال که سیّد به ایران آمدند فرمودند: شما خوابی دیده اید و تابلوئی به شما نشان داده اند، بقیه کلمات آن تابلو که کامل و مکمل بشود این است...... البتّه تمام کارها، حق و حقوق بچه ها بطور عدل و عدالت اجراء گردیده. فکر نمی کنم جسد من هم از نزدیکان من برای شستشو و به قبر بسپارند، یعنی قسمت دیدارشان نخواهد شد. البته خودم می دانم، روحیه تند خوئی دارم، برای یک موضوع کوچک به آنها میپرم، ولی چه کنم تقصیر من نیست، خود آنها آگاه هستند، دست من نیست. در طریقت هر روز و ساعتی آدمی را زیر و زبر می کنند، علاقه مندیشان به شکل دیگری خواهد شد، مثلاً افرادی در حال معمولی با افراد و یا اطرافیان خودشان هیچ برخورد و یا مهربانی نمی کنند و اصلاً در اطراف آنها نمی روند و حتّی چهره بر چهره آنها نمی اندازند ولی به محض اینکه یک لیوان شراب و یا ویسکی خوردند و از حال معمولی بیرون آمدند، با همان افرادی که سال و ماه آنها را نمی دیدند و اصلاً آنها را نگاه نمی کردند،چنان حال و احوال گرمی و ماچ و بوسه و برخورد خوبی نشان می دهند ولی به محض اینکه آن حال و احوال ونشئه از بدنشان بیرون رفت آنها را فراموش کرده و نگا هشان هم نمی کنند حتّی آنها می گویند که شما آدرس داده اید و مرا دعوت کرده اید و طرف می گوید نه من نبودم اشتباه کرده اید من هم چنین حال و احوالی دارم، به من داده اند ،از دست من خارج است . مختصری ازسر سلسله ملامتیه برایتان توضیح دادم. با گروه و دوده های دیگر تفاوت زیادی دارد اگر بخواهم که توضیح بدهم، بسیار دشوار و مشکل است ولی مهم و نتیجه بخش است. هرچه بگویم کم گفته ام.سعی کنید در سلک ملامتیّه و گمنامیّه در آمده و پیوند بخورید.اسراری در این دوده نهفته است.کسی که به این دوده واردشد میبایست مکتب رو آنطور که باید و شاید،روحاً وقالباً قبول داشته وخیال برگشت نداشته باشد یعنی جاناً عاشق وعلاقمند باشد آنوقت به مقام والائی میرسد که بینهایت لذت بخش است و بالا تر از این لذتی نیست که نیست،اگر زحمت بکشید به علوم یداللهی دست پیدا میکنید که در هرکدام قدرت و عظمتی نهفته است. خلاصه بگویم، هم در این دنیا و هم در آخرت، فیض های زیادی می برند. بیش از این وادی من نرسیده ام واگردرفرض رسیده باشم و از وادی سوم به بالا بنویسم مرا دیوانه خطاب میکنند اگر کسی هم به این وادی نرسیده باشد مغز مرا پوک و پوچ تصور کند.من معتقدم که در این واژه صحبت نشودودر این مورد عزیزالدّین نسفی در کتاب انسان کامل بیاناتی نموده ،واقعاَ حق گفته ومن قبول دارم و ازاوبه نیکی یاد می کنم.ناگفته نماندتاحدی ازعلوم موردبحث مابالاترمیتوانم گفتگویی داشته باشم تا علاقمندان ومحبان امام زمان خوشحال گردند.چون در نزدودردامن حضرت سیدعلی مبدأ تهرانی نشستی داشته ام و به من حب زیادی داشتند.گفتگوهای زیادی در این زمینه داشتیم وحقیرگوش فرا گرفته بودم.چون در این زمینه عاشق وعلاقمندبودم همه به مغزم ثبت گردیده،ولی متأسفانه همه این اطلاعات رابه گورخواهم برد. اگرریاست دروجودم بود،به گمنامی و در شهرغریب و آن هم به شکل گمنام و بی سروسامان نبودم ،درایران بودم که دراطراف من جمعیت زیادی زندگی می کردند  .حال درغربت،با مشکلات عجیب وغریب به قدری غم وغصه و پریشانی دارم.  برای اجرای دستورات سیدعلی عریان تا این لحظه اسبابی فراهم نشده و توفیق عنایت نگردیده است تامن بتوانم آن بزرگترین درّ گران قیمت و ارزشمند را پیگیری کنم وآن هم توفیق حق می باشد.                                                                                      

دردمن دردعرفان است وآن هم دستور یکی از یاران واوتاد مهدی آخرزمان است.در یک مرحله ای رسیده ام که درک می کنم که بالاتراز عرفان ووادی بالاتری،لذت بخش تر نیست که نیست که نیست. ناگفته نماند،من به مقامی والا و یا بگویم صاحب قدرتم و از من بالاتر و صاحب قدرت ترنیست،نه والله،نه،چنین نیست.اصلاًوابداًنیست تمام پیران را محترم میشمارم و کوچک همه آنهاهستم حتی از مشایخ عزیزمادراین دوده که خودم طبق دستور سید علی عریان به آنهااجازه ای داده ام،مقام و وادی پایین تری دارم.باور کنیدو بپذیرید،دردمن درد دیگری است،کاشکی به سید علی عریان نرسیده بودم.                                                                                  

"دوده ملامتیه عجایبی است"                                                                  

شنوندگان عزیز علاقه مندم،وادی بالاتری طی کنید آنوقت متوجه میشوید که حق گفته ام،مرایاد کرده و دعا کنید.تمام کارهای دنیوی مخصوصاًدرموردیاران امام زمان زمانی آشکاروروشن میگرددکه مرگ پیش  آیدآنوقت حقیقت روشن وآشکارمیگردد.                      

یک ملامتی و گمنام همه نیکی های خودش به دیگران را از خوددور کرده تاافراد متوجه نشوند که این نیکی ها از اوست تا جلوه گرنشود.این گروه و افراد زندگینامه ویژه ای دارند هر علمی که میخواهند آنقدر ریاضت کشیده وناله میکنند و تا نگیرند از حلقه ذکر بیرون نمی آیند.مردمان با ذوقی هستند،مردمانی باجذباتی عالی هستند،تمام ذکروفکرشان این است که به درجات بالاتری برسند.اینان از میلیونها نفر یکی به این مقام میرسد.اینان دنیاراسه طلاقه داده اند.تمام تفکرشان در عالم عرفان این است که زحمت میکشند تا دستورات پیرشان را مو به مواجراکنندوموفق بشوند.سالکان راه طریق حتماً باید از پیران ملامتی و گمنام دریافتی داشته باشند.دستورات دوده ملامتیّه بادوده های دیگر مغایرت زیادی دارد،دردوده ملامتیه یک جذبات وروش مخصوص احاطه دارد.یک حال ونشئه جدایی است.دستورات طریقتی مخصوصی دارند،افرادبا تحرک وباذوق کشش زیادی به دوده ملامتیه وگمنامیه دارندومعتقدند که همه کارها,حال واحوال و جذبات از حق،بلکه از اشراق انشعاب گرفته میشود و این دستورات از سینه به سینه انتقال داده میشود وبسیار مهم میباشند که اسرار الهی در سینه شان به امانت گذاشته اند.زمانی که سالک به مرحله و وادی بالاتری رسید از اشراق دستورات وفیض خواهد گرفت،دیگر هیچ کس،حتی پیرهم نقشی ندارد.اخوان با ذوق باید که توجه کامل به این مقاله داشته باشند.در این مرحله وواژه وسیله انشعاب و اشراق به مربی ارتباط پیدا می کند.                                                                                                                                               

دیگر سالک مورد نظر خود را گم کرده و محو عرفان ومربی قرار گیرد. دیگر به هیچ فکر نمی کند، حتی گرسنگی تمام تغذیه او از ترب و ریحان و سبزی تهیّه می شود، ذکرو فکر او و صورت ظاهری او به مربی است، در واقع چشم و صورت او فقط و فقط  به مربّی است  که چه می گوید و چه دستورات و پیغامی از رجال غیبی می رسد. از آینده و گذشته خود و دیگران در حدّ بالا حتّی تا سی سال با خبر است، هیچگونه چشم ،گوش و زبان آنها به اطرافیان خود نباشد، اصلاً و ابداً ، انسانهای فانی حقّند، فناء شده خود و محو خدایند. حتّی مرگ خودشان را دانسته و با موت ارادی هر وقت و هر موقع به اذن الله می روند. دل خوشی به زندگی و افراد و نزدیکان ندارند،وابسته به دیگران نیستند.اینان زبده ترین و خوشبخت ترین انسانهای روی زمین اند.اینان صاحبان  قدرتند.زمین و آسمان ودریا وکوه وچهار عنصر در اختیار اینانند.دقیقه ای در مشرق و دقیقه ای دیگر در مغربند.دارای علوم غریبه وعلم طی الارض هستند. برای اینکه لازم و ملزوم یکدیگرهستند.هر جا بخواهندومأموریت داده شود باید فوراً بروند.ازعلمهای دیگرهم من با خبر نیستم واطلاع ندارم.بوسیله اشراق ومربی تمام علوم غریبه و آنچه را که استحقاق داشته باشد و حق بخواهد دراواحاطه می گرداند. اینان گمنام و بی سر وسامان اند و از خلق گریزان مجردند و روحیه شاد و خندان دارند, ارتباط مستقیم به عالم ارواح و رجال غیبی دارند، با نزدیکان و یاران امام زمان در گفتگومی باشند، مخصوصاً با سیصد و پنجاه وشش نفر یاران امام زمان در ارتباط می باشند. هر موقع و هر وقت که خواست حق باشد، جای گزین یکی از سیصد تنان خواهند شد. خلاصه بگویم، بسیار شیرین و لذّت بخش است. آدمی را کشش به این وادی وگرایش به فنا می کنند. در حدّی این مقاله کوچک که یکی از شاگردان کوچک و مرید سیّد علی مبدأ تهرانی برایتان به سادگی گفته و نوشته باشد تا روزگاری، فقیری از این مقاله و واژه استفاده نموده و به درجه و مقام والائی برسد و مراهم دعا کند بلکه یاران و رجال غیبی که همه مخلص امام زمان هستند مراهم نگاهی بیندازند. ولی آنانی که به پیر ملامتی گرویده می شوند زمان روبروگشتن با پیر بسیار ذوق داشته و اشک زیادی از آنها سرازیر می گردد. در هنگام گفت و شنود تا سر و صدایی و یا برخورد تندی می شنوند فوراً دلسرد شده، ولی بعداً متوجّه می وند. جذبات پیران ملامتی را، که چنان روح تکان دهنده ای در باطن آنها هست که خود پیر هم متوجّه آن نیست، ولی برای سالکان نمودار است آنها را زیر و زبر می کند. این نوع سالکان باید متوجّه باشند، خواست حق بوده روبروی پیر قرار گرفته اند،هرچه بگوید با کمال رغبت بپذیرند. باید بدانند، این پیر تربیت شده و یا در نزد پیر دلیر و یار امام زمان،امام حیّ بوده. آیا نمیدانند و نمی شناسند و یا نقل قول از دیگران به گوش آنها نرسیده؟ سرسری با او روبرو قرار نگیرید. باید بدانید که از گذشته و آینده شما آگاه هستند، ولی چون ملامتی و گمنام هستند کاری به کسی ندارند، با شما هستم چرا پیر این مکتب به چهره ها نگاه نمی کند سرش همیشه پایین است.اگردرعرفان آمده ایم باید با هوش باشیم، چیزی بیاموزیم، خوشا به حال مشایخ عزیز این مکتب در آینده حال و احوال نیکی دارند. کارکنان اداره اطّلاعات، موّحدی، قاضی زاده، رجب زاده مگر با شما پیر طریقت چه کرده است که این همه دروغ و تهمت آخر برای چه؟ آیا متوجّه می شوید که خیانت و قضاوت بی جا کرده اید؟ آیا ازآینده دو نفر در تهران و سه نفر در جهنّم درّه ،زندگی آنها چه خواهد شد؟ وظیفه دینی تمام اخوان است که این مقاله را فتوکپی کرده و به تمام محبّان امام زمان برسانند. پیام من به تمامی جنایت کاران دنیا،مخصوصاً ایرانیان در اداره اطّلاعات ، قاضی زاده ، موّحدی، رجب زاده ، دو نفر در تهران، سه نفر در جهنّم درّه هوشیار و آگاه باشید، ظهور امام زمان نزدیک است و به خواست حق ظهور خواهند نمود. آتشی ازاتم درتهران برافروزد که تر و خشک را بسوزاند. بدانند و آگاه باشند دیگر جای فراری نیست فقط گوشه نشینان و محبّان ایشان با روی باز در کنار حضرت مهدی ایستادگی دارند.          

 

 

 

در میان هفت دریا تخته بندم کرده اند              بــــــاز می گویم دامن ترکمن هوشیار باش

منکر گوشه نشینان خرابـــات مبــاش              توچه دانی که در این گوشه چه ها یافته اند

 

 

                                                       حضرت  درویش هدایت الله منشی زادگان

جمعه بیستم مرداد ماه یکهزاروسیصدوهشتادوپنج